تبلیغات
_(¯`·._ ¤º°سحر خانوم°º¤_.·´¯)_

لینكدونی

ARCHIVE

اطلاعات شما

موزیک

ساعت و تاریخ


ساخت دكتر دیتا

آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : 0,578


چهارشنبه 23 شهریور 1384:عشق به تو

تو شدی یار منو, تو شدی هستی و هم جان و تمام نفسم تو برایم شدی یك زمزمه پاك و نجیب تو بروی من عاشق در دل وا كردی , من به تو دل بستم من فدایت شدم و عاشقانه در نگاهت سوختم من پشیمان نیستم تو برایم راهی تا به خدا من تو را عاشقم ای یار هنوز عشق دارم به تو ای وسوسه پر تب وتاب عشق دارم به تو من بیشتر از عشق به جان و نفس و زندگیم عشق تا قله دور , عشق تا دریاها, تا به سرسبزی یك دشت چمن , همچنان لذت یك خواب لطیف عشق دارم به تو من عشق تا لحظه مرگ , تا به سرحد جنون , تا به دروازه شهرت خورشید عشق دارم به تو تنها یارم , من به اندازه صد سال بهار تا به اندازه صدها گل سرخ عشق من را بخودت از دل خود دور مكن من تو را مثل نفس , مثل دلم محتاجم...

 

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[03:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


سه شنبه 22 شهریور 1384:رو میکنم به هر جا در هر کجا تو هستی

رو می كنم به هر جا ، در هر كجا تو هستی از ابتدا تو بودی، تا انتها تو هستی در جاده های خاكی ،آن سوی ناكجا آباد هر لحظه رو به روی چشمان ما تو هستی كشتی شكسته ماییم . اما در این هیاهو هم با خدا تو هستی ، هم نا خدا تو هستی گویی درون چشمت خورشید لانه كرده ! سر چشمهء تمام آیینه ها تو هستی در بین هر ركوع و در بین سجده هایم هم دلگشا تو هستی ، هم دلربا تو هستی امروز اگرچه دنیا در دست كافران است فردا سرود فتح هر ماجرا تو هستی او ، من ، شما و هستی مشتقّ اسم اعظم سر منشا تمام او ، من ، شما ، تو هستی شعر و غزل نوایی جز تو نمی شناسند پایان خوب شعر هر بینوا تو هستی

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [04:09 ق.ظ]

[04:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


سه شنبه 22 شهریور 1384:

خاموشم... مثل هر شب ... مثل همیشه... و دیواری که مرا گوش میدهد... هرشب... ... هر روز...

بر دیوار قاب عکسی دارم... قاب عکس محبوب... که مرا می خواند و اتاقی بس سرد!... و دلی پر.

از درد... همه ی حرف من و دیوار... ... آه... سکوتی بیش نبود در قیر شبانگاه...

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[04:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


سه شنبه 22 شهریور 1384:Hotel California-Eagles

On a dark desert highway
Cool wind in my hair
Warm smell of colitas
Rising up through the air
Up ahead in the distance
I saw a shimmering light
My head grew heavy, and my sight grew dim
I had to stop for the night
There she stood in the doorway
I heard the mission bell
And I was thinking to myself
This could be Heaven or this could be Hell
Then she lit up a candle
And she showed me the way
There were voices down the corridor
I thought I heard them say

Welcome to the Hotel California
Such a lovely Place
Such a lovely Place
Such a lovely face
They're livin' it up at the Hotel California
What a nice surprise
What a nice surprise
Bring your alibies

Mirrors on the ceiling
Pink champagne on ice
And she said
We are all just prisoners here
Of our own device
And in the master's chambers
They gathered for the feast
They stab it with their steely knives
But they just can't kill the beast
Last thing I remember
I was running for the door
I had to find the passage back to the place I was before
Relax said the nightman
We are programed to recieve
You can check out any time you like
But you can never leave
 

در بزرگراهی تاریک در صحرایی متروک

باد سرد در موهایم پیچیده بود

بوی گرم کولیتاس

در هوا پیچیده بود

روبه رویم در دوردست

نوری دیدم که سوسو میزند

سرم سنگین و چشمهایم تاریک شده بود

باید برای شب یکجا نگه میداشتم

زن در آستانه ی در ایستاده بود

صدای زنگ در را شنیدم

با خودم فکر میکردم

اینجا می تواند بهشت باشد یا می تواند جهنم باشد

سپس شمعی روشن کرد و راه را نشانم داد

در راهرو صدایی به گوش میرسید

فکر کردم چنین میگویند

به هتل کالیفرنیا خوش آمدید

آنها با دلایل خودشان در هتل کالیفرنیا زندگی میکنند

چه اتاق قشنگی

تو هم دلایل خودت را بیاور

سقف از آینه بود

شامپاین صورتی روی یخ

و آن زن گفت:ما اینجا زندانی هستیم

زندانی تصوراتمان

در تالار اصلی

آنها برای جشن جمع شده بودند

با چاقو هایشان ضربه میزدند

ولی نمی توانستند هیولا را بکشند

آخرین چیزی که به یاد می آورم این بود که

به طرف در می دویدم

باید راه بازگشت به جایی که قبلا بودم را پیدا می کردم

نگهبان شب گفت: آرام باش!

برنامه ی ما این است که پذیرایی کنیم

تو هر وقت که بخواهی می توانی تصویه حساب کنی

ولی هیچ وقت نمیتوانی اینجا را ترک کنی

 

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[03:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


سه شنبه 22 شهریور 1384:کالترین قصه

شاید این فاصله هرگز به رسیدن نرسد 

 شاید این كالترین قصه به چیدن نرسد 

 بال پروازی اگر هست به سوغات بیار 

 مگذار از قفس این تن به پریدن نرسد 

 از تن خسته من بی تو در این غربت سرد 

 سایه ای مانده كه شاید به تپیدن نرسد 

 رفته ای زود بیایی تو اگر بر دل من

خنجری هست كه شاید به بریدن نرسد

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[12:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


سه شنبه 22 شهریور 1384:صدام کن

فرشته ناز منی

 خوشكل و دلدار منی

 اسیر دو چشمونت منم

 می‌دونم كه باور نداری

 می‌گم دلت از سنگ شده

 نگو كه بی‌وفا شدی

 می‌خوام دست شب و بگیرم

 برم رو سینه‌اش بشینم

 كه شاید بشم ستاره چشات

 انوقت‌ بی‌افتم تو نگات

 با چشات نگام كنی

 هر جا كه باشم تو من و صدا كنی.

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[12:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


دوشنبه 21 شهریور 1384:Tango - Shakira

So Objection I don't wanna be the exception
To get a bit of your attention
I love you for free and I'm not your mother
But you don't even bother
Objection The angles of this triangle
Got dizzy dancing tango
I'm falling apart in your hands again
No way no no no no

I wish there was a chance          for you and me
 I wish you Couldn'y Find a place to be    away from me


this is pathetic and sardonic

It's sadistic and psychotic
Tango is not for three
was never meant to be
but you can try it
rehearse it
or train it like a horse
but don't you count on me
Oh don't you count on me boy

Objection I don't wanna be the exception
To get a bit of your attention
I love you for free and I'm not your mother
And you don't even bother
Objection I'm tired of this triangle
Got dizzy dancing tango
I'm falling apart in your hands again
No way I've got to get away

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[11:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


دوشنبه 21 شهریور 1384:Lovers

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [-] || [-]

[05:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


دوشنبه 21 شهریور 1384:

عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم
دوست دارم كه ما یه جور از همدیگه جدا بشیم
فكرشو كردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم
بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشیم
هدف من و تو از حرفهای زیبامون چیه
كاشكی تصمیم بگیریم با یكی آشنا بشیم
می دونی دیدم نمی شه من و تو با هم باشیم
هر كدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم
ما دو تا اسیر همدیگه شدیم یه جور بد
كاش فراموش كنیم و از دست هم رها بشیم
دور شدیم از حرفهای روزای آشنایی مون
سخته اما بیا باز مث غریبه ها بشیم
ستاره خواستم بچینیم دیگه دستم نرسید
ما باید نزدیكتر از این ستاره ها بشیم
یه چیزی مث یه شك من و رها نمی كنه
بیا امشب و من و تو غرق دعا بشیم
فكرش و كردی دیگه خدا ما رو دوست نداره
بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم
خواستم امتحان كنم تو رو ببینم چی می گی
بیا به هر چی كه بود تو شعر بی اعتنا بشیم

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[05:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


یکشنبه 20 شهریور 1384:عشق

وقتی معلم از من پرسید عشق چند بخشه یك دستم را از بالا به پایین

آوردم و گفتم :یك بخش. ولی وقتی تو را شناختم دیدم عشق سه بخشه:

1.عطش تو را دیدن 2.شوق با تو بودن 3.غم بی تو بودن

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[04:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


یکشنبه 20 شهریور 1384:I'm Not a Girl Not Yet a Woman

I used to think
I had the answers to everything
But now I know
Life doesn't always
Go my way, yeah
Feels like I'm caught in the middle
That's when I realize

I'm not a girl
Not yet a woman
All I need is time
A moment that is mine
While I'm in between


I'm not a girl
There is no need to protect me
Its time that I
Learn to face up to this on my own
I've seen so much more than u know now
Don't tell me to shut my eyes

I'm not a girl
Not yet a woman
All I need is time
A moment that is mine
While I'm in between

I'm not a girl
But if u look at me closely
You will see it my eyes
This girl will always find
Her way

I'm not a girl
Not Yet a woman
While I'm in between

I'm not a girl
Not yet a woman
A moment that is mine
While I'm in between

I'm not a girl
Not yet a woman


سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[02:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


شنبه 19 شهریور 1384:نفرین

آرزو دارم كه مرگت را ببینم
بر مزارت دسته های گل بچینم
آرزو دارم ببینم پر گناهی
مرده ای در دوزخی و رو سیاهی
جای اینكه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عزا دار تو باشم

بهتر از هر عاشقی نازت كشیدم
در عوض نامردمی ها از تو دیدم
هر كجایی راه خوش بختی نیابی
راحت و بی دق دقه هرگز نخوابی
هر كجایی آب خوش هرگز ننوشی
یا لباس عافیت هرگز نپوشی

ای چپاول گر تو ای وحشی تر از وحش
وحشیانه هم بمیری گر كنی صبر
عاشقم كردی و رفتی از كنارم
رنگ پاییزی كشیدی بر بهارم
ای پری و انس و جن با تو همه غم
مرگ تو آیینه بندان می كند شر
آرزو دارم عزا دار تو باشم

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[02:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


جمعه 18 شهریور 1384:Love Story

Where do I begin
To tell the story
Of how greatful love can be
The sweet love story
That is older than the sea
That sings the truth about the love she brings to me
Where do I start

With the first hello
She gave the meaning
To this empty world of mine
That never did
Another love another time
She came into my life
And made a living fine
She fills my heart

She fills my heart
With very special things
With angel songs
With wild imaginings
She fills my soul
With soo much love
That anywhere i go
Im never lonely
With her along who could b lonely
I reach for her hand
Its always there

How long does it last
Can love be measured by the hours in a day
I have no answers no
But this much i can say
I know ill need her till this love song burn away
And she'll b there

از کجا شروع کنم؟؟                                                                                                     

برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد                                         

داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است                                       

حقیقتی ساده درباره ی عشقی که او به من هدیه داد                                                   

از کجا شروع کنم؟                                                                                                       

با اولین سلامش                                                                                                           

معنای جدیدی به دنیای پوچ من داد                                                                               

که در آن هیچ تکرار و علاقه ی دیگری نبود                                                                    

او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد                                                                

او قلب مرا پر کرد                                                                                                          

او قلب مرا با چیزهای مخصوصی پر کرد                                                                        

با آواز فرشته ها و با تصوراتی از اشتیاق و علاقه ی زیاد                                                 

او روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد                                                                              

و برای همین هر کجای دنیا که بروم تنها نخواهم ماند                                                    

با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند؟                                                            

و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است                                           

چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد؟                                                          

آیا می توان عشق را با ساعات روز اندازه گرفت؟                                                           

من هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می تونم بگویم که...                                               

میدانم که به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها میدرخشند                                        

و او آنجاست...                                                                                                              

718004

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[09:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


جمعه 18 شهریور 1384:Do Something

Somebody give me my truck
So I can ride on the clouds

So I can turn up the bass like

Somebody pass my guitar
So I can look like a star
And spend this cash like
Whatchu gonna do when the croud goes Ayo

Why you standin' on the wall

Music startin' everywhere
So why dont you just move along

I see you lookin at me
Like I'm some kind of freak
Get up out of your seat
Why dont you do somethin'

I see you lookin' at me
Like I got what you need
Get up out of your seat,
Why dont you do somethin'


Now you all in my grill
Cause I say what I feel
Only rock to what's real
Baby bump bump
But I can't do that with you
Only here with my crew
I can roll if you can
Dont be a punk punk

Whatchu gonna do when the croud goes Ayo
Why you standin' on the wall

Music startin' everywhere
So why dont you just move along

I see you lookin' over here
Cant you tell I'm havin' fun
If you care like I know
You would stop
starrin' at us
And get your own space
And do somethin

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[06:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


جمعه 18 شهریور 1384:

شب را دوست دارم چون فردا روز دیگری برای دیدن تواست

  انتظار را دوست دارم چون راهی برای رسیدن به تواست

  اشك را دوست دارم  چون قطره از جویبار زلال آرزوی رسیدن به تو است

آسمان را دوست دارم چون به اندازه وسعت دل تواستتو را دوست دارم  چون تو آخرین بازمانده از نسل بهاران هستی

 هر روز كه از دیدن تو میگذره ستاره ای از آسمون دلم را برایت می چینم تا روز دیدن تو همشونو زیر پاهای تو بریزم در انتظار.............

 

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[06:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


جمعه 18 شهریور 1384:ای کاش من خدا بودم...

ای كاش من خدا بودم...آن‌ وقت تو را جای ستاره‌ها

می‌زاشتم  تو را تو سینه ی ماه می‌كاشتم  جای

خورشید می‌تابوندم  ای كاش من خدا بودم  تو را

خالق دل خود می‌پنداشتم  صبر ایوب و برمی‌داشتم

دلم‌ و صبوری می‌دادم  بستر عشق تو تا ابد تو وجودم

می‌زاشتم  ای كاش من خدا بودم...

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[04:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


جمعه 18 شهریور 1384:Cry-Mandy Moore

I'll always remember it was late afternoon
It lasted forever and ended so soon

You were all by yourself
Starring up at a dark grey sky
I was changed
In places no one will find
all your feelings so deep inside
It was then that I realized
that forever was in your eyes
the moment I saw you cry

It was late in September
And I'd seen you before seen you before

You were always the cold one
But I was never that sure
You were all by yourself
Staring up at a dark grey sky
I was changed
In places no one will find
All your feelings so deep inside

It was than that I realized that forever was in your eyes
the moment I saw you cry

I wanted to hold you
I wanted to make it go away
I wanted to know you
I wanted to make your everything

I'll always remember
It was late afternoon
in places no one will find in places no one will find

 all your feelings deep inside deep inside
It was there that I realized that forever was in your eyes
The moment that I saw you cry
 the moment that I saw you cry

Oh no noI think I saw you cry
the moment I saw you cry I wanted to know you


سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[04:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


جمعه 18 شهریور 1384:دلم گرفته است...

دلم گرفته است...می خواهم بگریم اما اشک به میهمانی چشمانم نمی آید

تنم خسته و روحم رنجور گشته و می خواهم ار این همه ناراحتی بگریزم اما

پا هایم مرا یاری نمیکنند.مانند پرنده ایدر قفس زندانی گشته ام. از این همه تکرار

خسته شده امو چقدر دلم می خواهد مثل قدیم عاشق هم بودیم.چقدر دلم میخواهد

مثل قدیم عاشق هم بودیم.چقدر دلم میخواهد مثل قدیم کلمه ی دوستت دارم

را هر روز از زبانت بشنوم . ولی افسوس آن کلمه که مرا به زندگی امیدوار می کرد

هال به فراموشی سپرده شد و تحقیر گرفت.

سحر خانوم +عمومی , +

ویرایش در [سه شنبه 22 شهریور 1384] || [05:09 ق.ظ]

[03:09 ق.ظ] || [+]

Comments []


منوی وبلاگ

<صفحه نخست
<ایمیل به مدیر
<درج در علاقه مندی ها
<تبدیل به صفحه خانگی
<ذخیره کردن این صفحه
[yahoo]

موضوعات

عمومی...18


نویسندگان

سحر خانوم...18


لوگوی دوستان

دكتر دیتا فناوری اطلاعات عصر ارتباطات

جای لوگوی شما

جای لوگوی شما

جای لوگوی شما

صفحات

مطالب اخیر

عشق به تو..-رو میکنم به هر جا در هر کجا تو هستی..-..-Hotel California-Eagles..-کالترین قصه..-صدام کن..-Tango - Shakira..-Lovers..-..-عشق..-I'm Not a Girl Not Yet a Woman..-نفرین..-Love Story..-Do Something..-..-

طراح قالب

طراحی وساخت همه چی

Designe By : Dr.Data

All Power By: Mihanblog